spuken
schwaches Verb۱. رفت و آمد کردن ارواح
[hat]
مثال ها:
آنجا روح/ شبح دارد، در آنجا ارواح/ اشباح رفت و آمد دارند، آنجا را ارواح تسخیر کرده اند
es spukt (dort)
در این خانه ارواح در رفت وآمد هستند
in dem Haus spukt es
۲. هنوز (در اذهان) باقی بودن، از میان نرفتن، منسوخ نشدن
[hat]; Idee, Aberglaube usw.