spießen
schwaches Verb۱. به سیخ کشیدن، فرو کردن، (چیزی را) با یک شیء تیز برداشتن؛ (با چیز تیزی) نصب کردن، زدن، (با سوزن یا پونز به دیوار) چسباندن
[hat]
مثال ها:
چنگال را در یک سیب زمینی فرو کردن
eine Kartoffel auf die Gabel spießen
عکسی را با سنجاق به تخته زدن
das Bild mit einer Nadel auf das Brett spießen