• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    solo

    Adjektiv

    ۱. تک، تنها؛ بدون همراه، به تنهایی

    مثال‌ ها:

    تک نوازی/ تک خوانی کردن

    solo spielen/ singen Mus.

    عبارات کاربردی:

    این دفعه تنها هستم/ بدون همراه آمده ام

    ich bin diesmal solo

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی