• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    situiert

    Adjektiv

    ۱. (کاربرد به صورت زیر:)

    مثال‌ ها:

    فقیر/ تنگدست بودن، شغل کم درآمدی داشتن

    schlecht situiert sein

    مرفه/ پولدار بودن، شغل پر درآمدی داشتن

    gut situiert sein

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی