wort dictionary

schnellen

schwaches Verb

۱. (به سرعت و ناگهانی مانند فنر از جا) پریدن، جهیدن

[ist]

عبارات کاربردی:

قیمت ها به سرعت افزایش می یافتند

die Preise schnellten in die Höhe

۲. تکان دادن، مانند فنر به حرکت درآوردن، با سرعت پرت کردن

[hat]; tr.

۳. بشکن زدن

[hat]; mit den Fingern schnellen