schnattern
schwaches Verb۱. قات قات کردن (صدای غاز و اردک)
[hat]; Gans, Ente
عبارات کاربردی:
دندانهای کسی از سرما به هم خوردن
vor Kälte schnattern ugs.
۲. ور زدن، وراجی کردن
[hat]; reden
۱. قات قات کردن (صدای غاز و اردک)
[hat]; Gans, Ente
دندانهای کسی از سرما به هم خوردن
vor Kälte schnattern ugs.
۲. ور زدن، وراجی کردن
[hat]; reden