wort dictionary

schlagkräftig

Adjektiv

۱. قوی، نیرومند، قدرتمند

مثال‌ ها:

یک کاراته باز با ضربه های سنگین

ein schlagkräftiger Karatekämpfer

ایالات متحده آمریکا از ارتش نیرومندی برخوردار است

die USA verfügen über eine schlagkräftige Armee

۲. موثر و قانع کننده، قاطع، کوبنده، بُرَنده

مثال‌ ها:

یک دلیل مؤثر و قانع کننده

ein schlagkräftiges Argument

یک پاسخ کوبنده

eine schlagkräftige Antwort