scheuern
schwaches Verb۱. سابیدن، ساباندن [عا]، ساییدن، (سفت) مالاندن؛ (ساییدن و) پاک کردن
[hat]; Topf, Fußboden usw.
۲. (تن کسی را) زدن/ خوردن؛ [نیز:] کشیده/ مالیده شدن
[hat]; itr.
مثال ها:
این تسمه تنم را/ شانه ام را می زند
der Riemen scheuert (an der Schulter)
ریسمان مدام به دیواره ی عرشه کشیده می شود
das Tau scheuerte an der Bordwand
۳. (خود را) مالیدن/ مالاندن (به جایی و خاراندن)
[hat]; tr.; sich scheuern (an Dat.)
مثال ها:
خوک دارد خودش را به دیوار می مالد
das Schwein scheuert sich (an der Wand)
پشتم را به تکیه ی صندلی مالاندم [تا خارشش بر طرف شود]
ich scheuerte (mir) den Rücken an der Lehne
۴.
عبارات کاربردی:
یک کشیده خوردن
eine gescheuert kriegen (ugs.)
یکی توی گوش کسی خواباندن، به کسی سیلی زدن
jdm. eine scheuern (ugs.)