• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    schaumig

    Adjektiv

    ۱. کفدار، کف آلود، کف مانند

    مثال‌ ها:

    (زدن و) کف آوردن، زدن تا کف بیاید

    schaumig schlagen/ rühren

    Grammatik

    POSITIVschaumig
    KOMPARATIVschaumiger
    SUPERLATIV
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی