reißend
Adjektiv۱. سیل آسا، خروشان، تند، پر شیب، شدید
Strömung, Fluss usw.
۲. کُشنده، شدید
Schmerz
۳. درنده
Tier
۴. سریع
مثال ها:
به سرعت/ مثل برق به فروش رفتن
reißenden Absatz finden
کالا به سرعت به فروش می رود
die Ware geht reißend ab
۱. سیل آسا، خروشان، تند، پر شیب، شدید
Strömung, Fluss usw.
۲. کُشنده، شدید
Schmerz
۳. درنده
Tier
۴. سریع
به سرعت/ مثل برق به فروش رفتن
reißenden Absatz finden
کالا به سرعت به فروش می رود
die Ware geht reißend ab