mucksen
schwaches Verb۱. صدای کسی درآمدن، [عا:] جیک زدن، نطق کشیدن؛ [نیز:] تکان/ جنب خوردن
sich mucksen
مثال ها:
صدایی از کسی درنیامدن، جیک نزدن، مخالفت نکردن
sich nicht mucksen; ohne sich zu mucksen
۱. صدای کسی درآمدن، [عا:] جیک زدن، نطق کشیدن؛ [نیز:] تکان/ جنب خوردن
sich mucksen
صدایی از کسی درنیامدن، جیک نزدن، مخالفت نکردن
sich nicht mucksen; ohne sich zu mucksen