motorisieren
schwaches Verb۱. موتور گذاشتن برای، مجهز به موتور کردن
[hat]; tr. (Boot usw.)
۲. به وسایل موتوری (ماشین) مجهز کردن، مجهز به وسیله ی نقلیه ی موتوری کردن، [نظامی:] موتوریزه کردن
[hat]; tr. (Unternehmen)
مثال ها:
ماشین داشتن
motorisiert sein
۳. ماشین/ موتور گرفتن، اتومبیل/ موتور سیکلت خریدن، موتوریزه شدن
sich motorisieren