wort dictionary

mithalten

starkes Verb

۱. در چیزی (مسابقه ای) شرکت کردن و پا به پا آمدن، رقابت کردن، هم پا شدن

[hat]

مثال‌ ها:

او قادر به رقابت در مسابقه نبود

Er war nicht in der Lage, bei dem Wettbewerb mitzuhalten

پا به پای کسی آمدن، همپای کسی شدن

mit jdm. mithalten