missen
schwaches Verb۱. چشم پوشیدن از، چشم پوشی کردن از؛ سر کردن بدون؛ دل کندن از؛ [نیز:] عزیز بودن برای
[hat];
مثال ها:
مایل به از دست دادن (محروم ماندن از، چشم پوشیدن از) چیزی نبودن
etwas nicht missen wollen/ mögen/ können
۱. چشم پوشیدن از، چشم پوشی کردن از؛ سر کردن بدون؛ دل کندن از؛ [نیز:] عزیز بودن برای
[hat];
مایل به از دست دادن (محروم ماندن از، چشم پوشیدن از) چیزی نبودن
etwas nicht missen wollen/ mögen/ können