wort dictionary

loshaben

starkes Verb

۱. (کاربرد به صورت زیر:)

[hat]

مثال‌ ها:

در رشته ای مهارت داشتن

etwas viel loshaben

در زمینه ای به کلی ناوارد بودن

etwas nichts loshaben

خیلی سرش می شود، خیلی (به کارش) وارد است، کلی بارش است

er hat was los

(از فیزیک) چیزی سرش نمی شود، (در فیزیک) بیغ است/ از بیخ عرب است

er hat (in Physik) nichts loshaben