wort dictionary

lockerlassen

starkes Verb

۱. کوتاه آمدن

[hat]

مثال‌ ها:

شل/ کوتاه نیامدن، پشت کاری را گرفتن، ول نکردن؛ [نیز:] وا ندادن، لنگ نینداختن؛ سماجت/ پافشاری کردن، پیله کردن [عا]؛ ول کن نبودن، ول کن معامله نبودن [عا]

nicht lockerlassen

آنقدر سماجت کرد تا اینکه

er ließ nicht locker, bis

حالا نباید شل بیایی؛ [نیز:] حالا نباید وا بدهی

du darfst jetzt nicht lockerlassen!