wort dictionary

latschen

schwaches Verb

۱. [پا به زمین کشیدن و] راه رفتن؛ [نیز:]‌ رفتن

[ist]

مثال‌ ها:

مثل آدم راه برو

latsch nicht so!

۲. سیلی زدن

[hat]

عبارات کاربردی:

یکی توی گوش کسی خواباندن/ گذاشتن

jdm. eine latschen (ugs.)