• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    kryptisch

    Adjektiv

    ۱. ناواضح و غیر قابل فهم

    [Spätlatainisch]

    مثال‌ ها:

    استدلال او غیر واضح و نامفهوم است

    seine Argumentation ist kryptisch

    Grammatik

    POSITIVkryptisch
    KOMPARATIVkryptischer
    SUPERLATIVam kryptischsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی