wort dictionary

kontaminieren

schwaches Verb

۱. آلوده کردن، آغشته کردن

[hat][fachsprachlich]

مثال‌ ها:

زمین کارخانه شیمی بر اثر انفجار بسیار آلوده شده است

durch die Explosion ist der Boden der Chemiefabrik stark kontaminiert

۲. (در علم فیزیک) آلوده کردن سوخت هسته ای به محصولات شکافت هسته ای که که نوترون ها را جذب می کنند

[Physik]