klotzen
schwaches Verb۱. سنگ تمام گذاشتن، مایه گذاشتن، (برای انجام کاری) پول و انرژی زیاد صرف کردن؛ سخت کار کردن
[hat]; (=> kleckern 3)
مثال ها:
(در انجام کاری) صرفه جویی نکردن بلکه مایه گذاشتن (پول خرج کردن)
nicht kleckern, sondern klotzen
۱. سنگ تمام گذاشتن، مایه گذاشتن، (برای انجام کاری) پول و انرژی زیاد صرف کردن؛ سخت کار کردن
[hat]; (=> kleckern 3)
(در انجام کاری) صرفه جویی نکردن بلکه مایه گذاشتن (پول خرج کردن)
nicht kleckern, sondern klotzen