• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    klinisch

    Adjektiv

    ۱. بالینی؛ درمانگاهی، [مربوط به] درمانگاه؛ کلینیکی؛ مربوط به دوره ی کلینیک (دانشجویان پزشکی)

    Grammatik

    POSITIVklinisch
    KOMPARATIVklinischer
    SUPERLATIVam klinischsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی