wort dictionary

kehren

schwaches Verb

۱. برگرداندن

[hat]; tr. (Gesicht usw.)

مثال‌ ها:

آسمان را نگاه کردن، رو به آسمان کردن

die Augen zum Himmel kehren

چیزی را پشت و رو کردن

die Innenseite nach außen kehren

به کسی پشت کردن، از کسی روگردان شدن

jdm. den Rücken kehren

عبارات کاربردی:

همه چیز را در هم‌ ریختن/ به هم زدن/ زیر و رو کردن

das Unterste zuoberst kehren

۲. اعتنانکردن به، محل‌نگذاشتن به، اهمیت‌ندادن به، وقعی‌نگذاشتن به، برگشتن

sich nicht kehren an Akk.

مثال‌ ها:

به اراجیف مردم اعتنایی نمی کنیم

wir kehren uns nicht an das Gerede der Leute

۳. عقب گرد!

kehrt!

۴. کمرو، کم حرف، ساکت، آرام، در خود فرو رفته

in sich gekehrt