• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    involvieren

    transitiv

    ۱. متضمنِ چیزی بودن؛ [نیز:] مستلزمِ چیزی بودن

    einschließen

    عبارات کاربردی:

    دست‌داشتن در، پای کسی هم در میان بودن؛ درگیرِ چیزی بودن

    involviert sein in Akk.

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی