• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    in flagranti

    Adjektiv

    ۱. سر بزنگاه، در هنگام ارتکاب جرم، در حال ارتکاب جرم، در حین عمل

    مثال‌ ها:

    او مچ خانمش را در هنگام خیانت گرفت

    er hat seine Frau mit ihrem Liebhaber in flagranti ertappt

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی