hinausziehen
starkes Verb۱. (به) بیرون کشیدن/ آوردن
[hat]; tr. (nach draußen ziehen)
۲. طول دادن، کش دادن [عا]، طولانی کردن؛ معطل کردن
[hat]; tr. (in die Länge ziehen)
۳. به تعویق/ به تأخیر انداختن، عقب انداختن؛ به بعد موکول کردن
[hat]; tr. (verzögern)
۴. طول کشیدن، کش آمدن [عا]، به تعویق (به تاخیر) افتادن، طول کشیدن
sich hinausziehen
۵. بیرون رفتن؛ به جایی رفتن؛ راه جایی را در پیش گرفتن؛ نقل مکان کردن
itr.
مثال ها:عبارات کاربردی:
دود بیرون رفت
der Rauch ist hinausgezogen
راه جنگل را در پیش گرفتن، به جنگل رفتن
in die Wälder hinausziehen
به روستا نقل مکان کردن/ اسباب کشیدن/ اسباب کشی کردن
(aufs Land) hinausziehen