• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    herrisch

    Adjektiv

    ۱. تحکم‌آمیز، مستبدانه، آمرانه؛ باتحکم

    Benehmen usw., adv.

    ۲. مستبد(مآب)، دیکتاتورمآب

    Person

    Grammatik

    POSITIVherrisch
    KOMPARATIVherrischer
    SUPERLATIVam herrischsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی