wort dictionary

haushalten

schwaches Verb

۱.

\auch Haus halten\ ; + mit

۲. صرفه‌ جویی‌ کردن (در)؛ حساب (ـِ چیزی را) نگهداشتن

wirtschaften; [hat]

مثال‌ ها:

تو باید بهتر حسابِ پولت را نگه‌ داری

du musst mit deinem Geld besser haushalten

در چیزی صرفه جویی کردن

mit etwas haushalten

۳. چیزی را به‌ هدر دادن؛ چیزی را تلف‌ نکردن؛ چیزی را درست تنظیم‌ کردن

fig.; [hat]

مثال‌ ها:

انرژی خود را (بیهوده) به‌ هدر ندادن

mit seiner Energie haushalten

وقتِ خود را تلف‌ نکردن/ بهتر تنظیم‌ کردن

mit seiner Zeit haushalten

به‌ خود فشار نیاوردن

mit seiner Gesundheit haushalten

نیروی خود را بیهوده هدر ندادن

mit seinen Kräften haushalten