hauchen
schwaches Verb۱. به چیزی/ چیزی را ها کردن، دمیدن
itr. (irgendwohin); [hat]
مثال ها:
به دست هایم ها کردم
ich hauchte (mir) in die Hände
۲. به نجوا/ نجواکنان/ آهسته گفتن، خیلی آهسته ادا کردن
tr. flüstern; [hat]
۳. دمیده تلفظ کردن
tr.; Ling.; [hat]