halbwegs
modal۱. نسبتا، روی هم رفته، تقریبا، تا حدودی
ugs.
مثال ها:
معلّم تا حدودی از او راضی است
der Lehrer ist mit ihm halbwegs zufrieden
۱. نسبتا، روی هم رفته، تقریبا، تا حدودی
ugs.
معلّم تا حدودی از او راضی است
der Lehrer ist mit ihm halbwegs zufrieden