wort dictionary

halber

Präposition

۱. به‌خاطرِ؛ محضِ، برای؛ به‌دلیلِ، به‌سببِ؛ [در ترکیب اغلب:] از روی، از سرِ

Gen.

مثال‌ ها:

به‌خاطرِ حفظِ نظم، به‌دلیلِ رعایتِ نظم

der Ordnung halber

برای/ محضِ تنوع

der Abwechslung halber

به خاطر راحتی

der Bequemlichkeit halber