• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    halb tot

    Adjektiv

    ۱. نیمه‌جان، رو به‌مرگ؛ [مج:] هلاک، خسته و مرده

    مثال‌ ها:

    کسی را به‌قصدِ کشت زدن

    jmdn. halb tot schlagen

    نزدیک بود از خنده روده‌بر شویم

    wir haben uns halb tot gelacht ugs.

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی