wort dictionary

habhaft

Adjektiv

۱. (کاربرد به صورت زیر:)

Gen.

مثال‌ ها:

کسی را دستگیر کردن، کسی را گرفتن، کسی را گیر آوردن

einer Person habhaft werden

چیزی را به‌ دست/ به‌ چنگ‌ آوردن، چیزی را تصاحب کردن

einer Sache habhaft werden