haarscharf
modal۱. از بغلِ، از دمِ، درست از کنارِ؛ از بیخِ گوشِ
ugs. (an etwas vorbeifahren usw.)
مثال ها:
توپ درست از بغل او رد شد (نزدیک بود به او بخورد)
der Ball flog haarscharf an ihr vorbei
۲. بسیار دقیق، خیلی دقیق، کاملا، دقیقا
(sehr genau)
۱. از بغلِ، از دمِ، درست از کنارِ؛ از بیخِ گوشِ
ugs. (an etwas vorbeifahren usw.)
توپ درست از بغل او رد شد (نزدیک بود به او بخورد)
der Ball flog haarscharf an ihr vorbei
۲. بسیار دقیق، خیلی دقیق، کاملا، دقیقا
(sehr genau)