graulen
transitiv/intransitiv۱. ترسش گرفتن (از)، ترس برشداشتن (از)، وحشتکردن (از)، ترسیدن
sich graulen (vor Dat.)
مثال ها:
از چیزی ترسیدن
sich vor etwas graulen
۲. ترسیدن
[hat]
مثال ها:
من از امتحان وحشت دارم
mir grault vor der Prüfung (es grault mir vor der Prüfung)
۳. بیرون کردن
[hat]
مثال ها:
کسی را از خانه بیرون کردن (رفتاری کردن که کسی از خانه برود)
jdn. aus dem Haus graulen