gewollt
Adjektiv۱. دانسته، عمداً، بعمد، عمدی، [عا:] دستی
absichtlich
۲. ساختگی، تصنعی، [عا:] مصنوعی؛ زورکی
gekünstelt
مثال ها:
با آرامشی ساختگی
gewollt gelassen
تظاهر بهسادهلوحی کردن، خود را بهسادهلوحی زدن
sich gewollt naiv geben
۱. دانسته، عمداً، بعمد، عمدی، [عا:] دستی
absichtlich
۲. ساختگی، تصنعی، [عا:] مصنوعی؛ زورکی
gekünstelt
با آرامشی ساختگی
gewollt gelassen
تظاهر بهسادهلوحی کردن، خود را بهسادهلوحی زدن
sich gewollt naiv geben