gebaut
Adjektiv۱. هیکلِ/ اندامِ/ جثۀ قوی داشتن، قویهیکل/ قویاندام/ قویجثه بودن
kräftig gebaut sein u. Ä.
مثال ها:
با این هیکلی که تو داری ...
so, wie du gebaut bist ...
هیکل خوبی (مناسب) داشتن
gut gebaut sein
۲. ساخته شده، بنا شده
۱. هیکلِ/ اندامِ/ جثۀ قوی داشتن، قویهیکل/ قویاندام/ قویجثه بودن
kräftig gebaut sein u. Ä.
با این هیکلی که تو داری ...
so, wie du gebaut bist ...
هیکل خوبی (مناسب) داشتن
gut gebaut sein
۲. ساخته شده، بنا شده