• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    garstig

    Adjektiv

    ۱. زننده؛ انزجارآور، مشمئزکننده، تنفرانگیز؛ افتضاح، خیلی بد؛ [نیز:] شرور، شر، بی‌تربیت؛ بدخلق، بداخم

    Grammatik

    POSITIVgarstig
    KOMPARATIVgarstiger
    SUPERLATIVam garstigsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی