• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    fuchtig

    Adjektiv

    ۱. عصبانی

    مثال‌ ها:

    کفرِ کسی درآمدن/ بالاآمدن، از کوره دررفتن، جوشی‌شدن، خونِ کسی بجوش‌آمدن

    ugs.; fuchtig werden/ sein

    Grammatik

    POSITIVfuchtig
    KOMPARATIVfuchtiger
    SUPERLATIVam fuchtigsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی