• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    fortgesetzt

    Adjektiv

    ۱. مداوم؛ متوالی، پیگیر؛ پی‌درپی، مکرر، پیوسته

    Bemühung usw.

    ۲. مدام، دائم، دم به‌دم، لاینقطع؛ به‌طورِ متوالی

    adv. (fortgesetzt belästigen usw.)

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی