fortgehen
intransitiv۱. [از جایی] رفتن؛ بیرون رفتن؛ [جایی یا کسی را] ترک کردن؛ دور شدن
weggehen; [*][ist]
مثال ها:
(از اینجا) نرو
geh nicht fort!
کسی را ترککردن
von jmdm. fortgehen
۲. ادامه پیدا کردن، پیش رفتن، ادامه داشتن؛ همین طور ماندن؛ جریان داشتن
(weitergehen, andauern); [*][ist]