fortentwickeln
transitiv۱. (همچنان) پیشرفت کردن/ پیش رفتن، (کماکان) گسترش/ توسعه یافتن، به رشد خود ادامه دادن، ترقی کردن
[*]; sich fortentwickeln
۲. بسط دادن، توسعه دادن، پیشرفت دادن
[*][hat]
۱. (همچنان) پیشرفت کردن/ پیش رفتن، (کماکان) گسترش/ توسعه یافتن، به رشد خود ادامه دادن، ترقی کردن
[*]; sich fortentwickeln
۲. بسط دادن، توسعه دادن، پیشرفت دادن
[*][hat]