wort dictionary
FADE

fort

۱. رفته؛ دور؛ غایب؛ به پیش

مثال‌ ها:

آنها دیگر (از اینجا) رفته‌اند، دیگر اینجا نیستند

sie sind schon fort

قطارمان دیگر رفته‌بود/ راه افتاده‌بود

unser Zug war schon fort

کیفِ بغلیم (پیدایش) نیست/ گم شده‌است/ غیبش زده [عا]

meine Brieftasche ist fort

لکه‌اش رفته/ پاک شده‌است

der Fleck ist fort

برو (گمشو)! دیگر نبینمت! بزن به‌چاک!

fort (von hier)!; fort mit dir!

باید بروم!

ich muss fort!

شما کی از خانه (بیرون) رفتید؟ (خارج شدید؟)

wann sind Sie von zu Hause fort?

بچه ها رفته اند

die Kinder sind schon fort

عبارات کاربردی:

یک ریز حرف می زند

sie redet in einem fort

متصل، مدام، یک‌ریز، یک‌بند، بی‌انقطاع

in einem fort

(و) الی آخر، و غیره

und so fort (usg.)