• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    firm

    Adjektiv

    ۱. واردبودن به، احاطه‌داشتن به، مسلط/ خبره/ ورزیده‌بودن در، تسلط/ تبحرداشتن در

    firm sein in Dat.

    Grammatik

    POSITIVfirm
    KOMPARATIVfirmer
    SUPERLATIVam firmsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی