wort dictionary

fingern

transitiv/intransitiv

۱. (با انگشت) وررفتن با/ بازی‌کردن با، با انگشت لمس کردن

itr.; fingern an Dat.; [hat]

مثال‌ ها:

با دستمالی پی چیزی گشتن

nach etwas fingern

۲. جور/ روبراه‌کردن، ترتیبِ کاری را دادن

tr.; ugs.; [hat]

مثال‌ ها:

کاری را با مهارت انجام دادن

eine Sache fingern