• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    fair

    Adjektiv

    ۱. منصفانه، عادلانه؛ شرافتمندانه

    (Spiel usw.)

    مثال‌ ها:

    (شرطِ) انصاف نبود، کارِ درستی نکردی

    das war nicht fair (von dir)

    ۲. منصف، روراست

    Grammatik

    POSITIVfair
    KOMPARATIVfairer
    SUPERLATIVam fairsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی