erlangen
transitiv۱. بهدستآوردن، کسبکردن، دریافت کردن، اخذ کردن؛ دستیافتن به، رسیدن به، نایلآمدن به، نائل شدن؛ احرازکردن
(Unabhängigkeit usw.); [hat]
مثال ها:
اکثریتِ مطلق را بهدستآوردن، بهاکثریتِ مطلق دستیافتن
die absolute Mehrheit erlangen
بهمقامِ مهمی دستیافتن، مقامِ مهمی بهدستآوردن
eine wichtige Position erlangen
استقلال خود را بدست آوردن
seine Unabhängigkeit ertangen
۲. دارای/ حائزِ چیزی شدن، یافتن، پیدا/ کسبکردن
(Bedeutung, Geltung usw.); [hat]
۳. حاصلکردن، بهدستآوردن
(Gewissheit usw.); [hat]