entlocken
transitiv۱. گرفتن از؛ بیرون کشیدن از، بیرون آوردن از؛ (از دهن کسی) درآوردن
[hat]
مثال ها:
چیزی را از زیرِ زبانِ کسی بیرونکشیدن
jmdm. etwas entlocken
۱. گرفتن از؛ بیرون کشیدن از، بیرون آوردن از؛ (از دهن کسی) درآوردن
[hat]
چیزی را از زیرِ زبانِ کسی بیرونکشیدن
jmdm. etwas entlocken