wort dictionary

empfänglich

Adjektiv

۱. آماده؛ شیفته؛ علاقه‌مند، راغب؛ پذیرا، پذیرنده؛ حساس؛ (به آسانی) تاثیرپذیر

مثال‌ ها:

آمادۀ شنیدنِ تعریف و تمجید است، دوست دارد همه از او تعریف کنند/ مجیزش را بگویند

er ist für Komplimente empfänglich

شیفتۀ/ پذیرای زیباییِ طبیعت بودن

für die Schönheit der Natur empfänglich sein

تماشاگرانِ علاقه‌مند

ein empfängliches Publikum

کسی را آمادۀ کاری کردن/ به‌چیزی علاقه‌مندکردن

jmdn. empfänglich machen für

روحیۀ حساس/ پراحساس

ein empfängliches Gemüt

۲. مستعد (بیماری)، آماده، حساس، آسیب‌پذیر

مثال‌ ها:

مستعدِ ابتلا به بیماریی بودن، حساس‌بودن در برابرِ

empfänglich sein für

Grammatik

POSITIVempfänglich
KOMPARATIVempfänglicher
SUPERLATIVam empfänglichsten