wort dictionary

einschläfern

transitiv

۱. خواب‌آوردن، خواب‌آوربودن؛ خوابش گرفتن از (چیزی)؛ خواب‌کردن؛ خواباندن

(in Schlaf versetzen); [*][hat]

۲. بی‌هوش‌کردن

(narkotisieren); [*][hat]

۳. (با دارو) خلاص/ راحت‌کردن [بی‌درد کشتن]

(Tier); [*][hat]

مثال‌ ها:

حیوانی را (با دارو و بدون درد) کشتن

ein Tier einschläfern

۴. اغفال‌کردن، [بدروغ] وعده و وعید دادن به

(Person usw.)

۵. آرام‌کردن

(jmds. Gewissen usw.)