• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    einlenken

    intransitiv

    ۱. نرم‌شدن، کوتاه‌آمدن؛ وادادن [عا]؛ رضا دادن

    [*][hat]

    ۲. پیچیدن در (به یک سمت)، رفتن توی

    einlenken in Akk. (mit einem Fahrzeug); [*][ist]

    ۳. (به یک سمت) هدایت کردن

    [*][hat]

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی